abmelden

Aussprache: /ˈapˌmɛldn̩/
Wortzerlegung: ab·mel·den
فعل

لغو ثبت‌نام، انصراف دادن، خارج شدن (از حساب کاربری)

Beispiele

  • Vergiss nicht, dich vom Computer abzumelden.فراموش نکن که از کامپیوتر خارج شوی (Logout کن).

Bedeutungen

1 sich + von/bei + Dativ

ثبت‌نام خود را لغو کردن یا از سامانه/حساب کاربری خارج شدن

  • Ich muss mich vom Fitnessstudio abmelden.من باید ثبت‌نامم را از باشگاه ورزشی لغو کنم.
  • Er hat sich aus dem Kurs abgemeldet.او از دوره انصراف داد.
2 Akkusativ (+ von/aus)

خروج یا اتمام اقامت کسی را جایی اعلام کردن

  • Sie hat ihr Kind von der Schule abgemeldet.او فرزندش را از مدرسه خارج (ثبت‌نامش را لغو) کرد.