abmelden
لغو ثبتنام، انصراف دادن، خارج شدن (از حساب کاربری)
Beispiele
- Vergiss nicht, dich vom Computer abzumelden.فراموش نکن که از کامپیوتر خارج شوی (Logout کن).
Bedeutungen
1
sich + von/bei + Dativ
ثبتنام خود را لغو کردن یا از سامانه/حساب کاربری خارج شدن
- Ich muss mich vom Fitnessstudio abmelden.من باید ثبتنامم را از باشگاه ورزشی لغو کنم.
- Er hat sich aus dem Kurs abgemeldet.او از دوره انصراف داد.
2
Akkusativ (+ von/aus)
خروج یا اتمام اقامت کسی را جایی اعلام کردن
- Sie hat ihr Kind von der Schule abgemeldet.او فرزندش را از مدرسه خارج (ثبتنامش را لغو) کرد.