فعل
دوشیدن (شیر حیوانات)، تیغ زدن (سوءاستفاده مالی)
معانی و تعاریف melken:
- دوشیدن (شیر)
جملات نمونه برای melken:
„…und wird soviel zu ''melken'' haben, dass er Butter essen wird.“ (Jes. 7.22)
«... و آنقدر شیر برای دوشیدن خواهد داشت که کره خواهد خورد.»
„Die Milch dafür ''hat'' Anna Fauth am Morgen ''gemolken'', ihre Arbeit auf der Alm beginnt früh.“
«آنا فاوث شیر آن را صبح دوشیده است، کار او در کوهستان زود شروع میشود.»
Der Bauer melkt die Kühe jeden Morgen.
کشاورز هر روز صبح گاوها را میدوشد.