menetekeln
پیشگویی شوم کردن، پیشبینی بد کردن
Beispiele
- In sechs Wochen würden die Sowjetarmeen Westeuropa überrennen, ohne daß die USA-Truppen in der Lage wären, sie aufzuhalten‘, ''menetekelte'' Amerikas Verteidigungsminister James Forrestal im amerikanischen Senat.وزیر دفاع آمریکا، جیمز فورستال، در سنای آمریکا پیشگویی شوم کرد که «شش هفته دیگر ارتشهای شوروی غرب اروپا را بدون اینکه نیروهای آمریکا قادر به توقف آنها باشند، درمینوردند.
Bedeutungen
1
(über etwas)
به صورت جدی و اغلب با لحنی هشداردهنده، عواقب منفی یا فاجعهبار یک وضعیت یا اقدام را پیشبینی کردن یا گوشزد کردن. (اشاره به داستان کتاب مقدس "مِنِ، مِنِ، تِقِل، وُفَرسین")
- Die Kritiker menetekelten schon lange vor dem Zusammenbruch der Wirtschaft.منتقدان مدتها پیش از فروپاشی اقتصاد هشدار میدادند.
- Er menetekelte über die Gefahren des Klimawandels, aber niemand hörte zu.او درباره خطرات تغییرات اقلیمی هشدار میداد، اما هیچکس گوش نمیکرد.