mengen
مقدار، کمیت
Bedeutungen
1
Akkusativ
دو یا چند چیز را با هم ترکیب کردن تا یک مخلوط ایجاد شود.
- Sie mengt die Zutaten für den Kuchen.او مواد لازم برای کیک را مخلوط میکند.
- Man sollte Öl und Essig gut mengen.باید روغن و سرکه را خوب مخلوط کرد.
2
sich + in + Akkusativ
در کاری یا موضوعی که به فرد مربوط نیست، دخالت کردن.
- Er mengt sich immer in die Angelegenheiten anderer Leute.او همیشه در کارهای دیگران دخالت میکند.
- Du solltest dich nicht in unsere Diskussion mengen.تو نباید در بحث ما دخالت کنی.