mengen

Aussprache: /ˈmɛŋən/
Wortzerlegung: men·gen
Wort

مقدار، کمیت

Bedeutungen

1 Akkusativ

دو یا چند چیز را با هم ترکیب کردن تا یک مخلوط ایجاد شود.

  • Sie mengt die Zutaten für den Kuchen.او مواد لازم برای کیک را مخلوط می‌کند.
  • Man sollte Öl und Essig gut mengen.باید روغن و سرکه را خوب مخلوط کرد.
2 sich + in + Akkusativ

در کاری یا موضوعی که به فرد مربوط نیست، دخالت کردن.

  • Er mengt sich immer in die Angelegenheiten anderer Leute.او همیشه در کارهای دیگران دخالت می‌کند.
  • Du solltest dich nicht in unsere Diskussion mengen.تو نباید در بحث ما دخالت کنی.