menschenförmig
انساننما، شبیه انسان
Bedeutungen
1
دارای شکلی یا ظاهری شبیه به انسان؛ انساننما.
- Die Statue stellte eine menschenförmige Figur dar.مجسمه، پیکری انساننما را به تصویر میکشید.
- In der Mythologie gibt es viele menschenförmige Götter.در اساطیر، خدایان انساننمای بسیاری وجود دارند.
- Manche Roboter sind so konstruiert, dass sie menschenförmig aussehen.برخی رباتها طوری ساخته شدهاند که شبیه انسان به نظر برسند.