menschenleer
خالی از سکنه، بیکس، خلوت
Bedeutungen
1
مکانی که هیچ انسانی در آن حضور ندارد؛ بسیار خلوت و ساکت.
- Der menschenleere Strand war wunderschön.ساحل خالی از سکنه زیبا بود.
- Wir wanderten durch einen menschenleeren Wald.ما از میان جنگلی خلوت پیادهروی کردیم.
- Die Stadt wirkte am frühen Morgen menschenleer.شهر در اوایل صبح خالی از سکنه به نظر میرسید.