mensendiecken

Aussprache: /ˌmɛnzn̩ˈdiːkn̩/
Worttrennung: men·sen·die·cken
فعل

ورزش منسندیک انجام دادن (نوعی ژیمناستیک)

Beispiele

  • Ornella ''mensendieckt'' gerade in ihrem Turnraum im Obergeschoss.اورنلا در حال حاضر در اتاق ژیمناستیک خود در طبقه بالا، ورزش منسندیک انجام می‌دهد.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

انجام دادن تمرینات بدنی خاصی که توسط بس منسندیک (Bess Mensendieck) ابداع شده‌اند و بر آگاهی بدنی و اصلاح وضعیت تمرکز دارند.

  • Sie mensendieckt regelmäßig, um ihre Haltung zu verbessern.او به طور منظم تمرینات منسندیک انجام می‌دهد تا وضعیت بدنی خود را بهبود بخشد.
  • Nach der Operation musste er mensendiecken, um wieder fit zu werden.بعد از عمل جراحی، او مجبور بود تمرینات منسندیک انجام دهد تا دوباره آماده شود.