merkantil

Aussprache: /mɛrkanˈtiːl/
Worttrennung: mer·kan·til
صفت

تجاری، بازرگانی، کدمآبانه

Bedeutungen

1

مربوط به تجارت، بازرگانی یا کسب‌وکار؛ تجاری.

  • Die Stadt hat eine lange merkantile Tradition.این شهر سنت تجاری طولانی دارد.
  • Er arbeitet im merkantilen Sektor und handelt mit Waren.او در بخش بازرگانی کار می‌کند و کالا خرید و فروش می‌کند.
  • Die merkantile Entwicklung der Region war sehr stark.رشد تجاری منطقه بسیار قوی بود.
2

با تمرکز بیش از حد بر سود و منافع مادی؛ سوداگرانه، کاسبکارانه (اغلب با بار معنایی منفی).

  • Seine rein merkantile Einstellung stieß bei den Künstlern auf Kritik.نگرش صرفاً کاسبکارانه او با انتقاد هنرمندان روبرو شد.
  • Manche befürchten, dass der Sport immer merkantiler wird.برخی نگرانند که ورزش بیش از پیش سوداگرانه شود.
  • Das Unternehmen verfolgt eine rein merkantile Strategie.این شرکت یک استراتژی صرفاً تجاری را دنبال می‌کند.