merkantil
تجاری، بازرگانی، کدمآبانه
Bedeutungen
1
مربوط به تجارت، بازرگانی یا کسبوکار؛ تجاری.
- Die Stadt hat eine lange merkantile Tradition.این شهر سنت تجاری طولانی دارد.
- Er arbeitet im merkantilen Sektor und handelt mit Waren.او در بخش بازرگانی کار میکند و کالا خرید و فروش میکند.
- Die merkantile Entwicklung der Region war sehr stark.رشد تجاری منطقه بسیار قوی بود.
2
با تمرکز بیش از حد بر سود و منافع مادی؛ سوداگرانه، کاسبکارانه (اغلب با بار معنایی منفی).
- Seine rein merkantile Einstellung stieß bei den Künstlern auf Kritik.نگرش صرفاً کاسبکارانه او با انتقاد هنرمندان روبرو شد.
- Manche befürchten, dass der Sport immer merkantiler wird.برخی نگرانند که ورزش بیش از پیش سوداگرانه شود.
- Das Unternehmen verfolgt eine rein merkantile Strategie.این شرکت یک استراتژی صرفاً تجاری را دنبال میکند.