anmerken
متوجه شدن، درک کردن، نشان دادن
Bedeutungen
1
Dativ (jemandem etwas anmerken)
چیزی را در چهره یا رفتار کسی متوجه شدن، از کسی چیزی را فهمیدن.
- Ich konnte ihm seine Enttäuschung nicht anmerken.من نتوانستم ناامیدی او را در چهرهاش تشخیص دهم.
- Man merkte ihr die Müdigkeit deutlich an.خستگی او به وضوح قابل تشخیص بود.
2
Akkusativ (etwas anmerken)
چیزی را اظهار کردن، نظری را بیان کردن، نکتهای را گوشزد کردن.
- Er merkte an, dass die Zeit knapp wurde.او اشاره کرد که زمان رو به اتمام است.
- Darf ich kurz etwas anmerken?میتوانم مختصری نکتهای را بیان کنم؟