فعل
مش کردن (مو)، رنگ کردن دستههای مو
معانی و تعاریف meschen:
- دادن ویژگیهای انسانی به موجودات غیرانسانی، مفاهیم انتزاعی یا اشیاء، اغلب در ادبیات، هنر یا فلسفه برای ایجاد ارتباط یا تحلیل.
جملات نمونه برای meschen:
„ Ja, zum Friseur hatte sie noch gehen wollen; obwohl, ihre ''gemeschte'' Kurzhaarfrisur war ganz flott, oder; die grauen Haare fielen fast gar nicht auf.“
بله، او میخواست به آرایشگاه برود؛ اگرچه، مدل موی کوتاه مش شده او کاملاً شیک بود، مگر نه؟ موهای خاکستری تقریباً دیده نمیشدند.
Der Dichter meschte die Natur, indem er ihr menschliche Gefühle und Absichten zuschrieb.
شاعر طبیعت را انسانسازی کرد، بدین وسیله که احساسات و نیات انسانی را به آن نسبت داد.
In vielen Mythen werden Götter und Naturkräfte personifiziert und mescht, um ihre Handlungen verständlicher zu machen.
در بسیاری از اساطیر، خدایان و نیروهای طبیعت، شخصیتبخشی شده و به شکل انسان درمیآیند تا اعمالشان قابل فهمتر شود.