Konjugierte Form
مخلوط میکردند، درهم میآمیختند
معانی و تعاریف meschten:
- ترکیب دقیق و کنترل شده مواد مختلف، اغلب با نسبتهای مشخص، برای دستیابی به یک نتیجه خاص یا فرمولاسیون.
جملات نمونه برای meschten:
Der Apotheker musste die hochwirksamen Substanzen sorgfältig meschten, um die gewünschte Salbe herzustellen.
داروساز مجبور بود مواد موثره را با دقت مخلوط کند تا پماد مورد نظر را بسازد.
Für die experimentelle Synthese war es unerlässlich, die Reagenzien präzise zu meschten.
برای سنتز آزمایشی، ضروری بود که معرفها را با دقت مخلوط کنیم.