صفت
دیوانه، احمق، گیج، غیرعادی
جملات نمونه برای meschugge:
„In Deinem Lehnstuhl regiertest Du die Welt. Deine Meinung war richtig, jede andere war verrückt, überspannt, ''meschugge,'' nicht normal.“
تو صندلی راحتیات دنیا را اداره میکردی. نظر تو درست بود، هر نظر دیگری دیوانه وار، از خود بیخود شده، مشنگ و غیرعادی بود.