messerscharf
بسیار تیز و برنده (مثل چاقو)؛ بسیار هوشمندانه/دقیق/نافذ (ذهن)
Beispiele
- Der Boden war übersät mit ''messerscharfen'' Splittern.زمین پر از خردههای بسیار تیز و برنده بود.
- Und Entsetzen drang mit grellen Bildern wie ''messerscharfe'' Glasscherben auf sie ein.و وحشت با تصاویری زننده، مانند خردهشیشههای بسیار تیز، بر او هجوم آورد.