abmessen
اندازهگیری کردن، پیمانه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
طول، حجم یا مقدار چیزی را با ابزار سنجش تعیین کردن
- Der Schneider muss den Stoff genau abmessen.خیاط باید پارچه را دقیقاً اندازهگیری کند.
- Sie hat die Zutaten für den Kuchen sorgfältig abgemessen.او مواد لازم برای کیک را با دقت اندازهگیری کرد.
2
Akkusativ
مقدار مشخصی از یک ماده را جدا کردن یا پیمانه زدن
- Er maß eine Tasse Reis ab.او یک فنجان برنج پیمانه کرد.
- Die Ärztin maß die richtige Dosis ab.پزشک دوز صحیح دارو را اندازهگیری کرد.