abmessen

Aussprache: /ˈapˌmɛsn̩/
Wortzerlegung: ab·mes·sen
فعل

اندازه‌گیری کردن، پیمانه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

طول، حجم یا مقدار چیزی را با ابزار سنجش تعیین کردن

  • Der Schneider muss den Stoff genau abmessen.خیاط باید پارچه را دقیقاً اندازه‌گیری کند.
  • Sie hat die Zutaten für den Kuchen sorgfältig abgemessen.او مواد لازم برای کیک را با دقت اندازه‌گیری کرد.
2 Akkusativ

مقدار مشخصی از یک ماده را جدا کردن یا پیمانه زدن

  • Er maß eine Tasse Reis ab.او یک فنجان برنج پیمانه کرد.
  • Die Ärztin maß die richtige Dosis ab.پزشک دوز صحیح دارو را اندازه‌گیری کرد.