mißbehagen
احساس ناخوشایند داشتن، ناراحت بودن (فعل).
Bedeutungen
1
Dativ (mir)
ناخوشایند بودن، ناراحتی ایجاد کردن (معمولاً به صورت غیرشخصی "es mißbehagt mir")
- Es mißbehagt mir, wenn man so laut spricht.وقتی کسی اینقدر بلند صحبت میکند، برایم ناخوشایند است.
- Die ganze Situation mißbehagte ihm zutiefst.کل وضعیت عمیقاً او را ناراحت میکرد.