mißbilligen

Aussprache: /ˈmɪsˌbɪlɪɡn̩/
Worttrennung: miß·bil·li·gen
Wort

(املای قدیمی) ناپسند دانستن، رد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را ناپسند دانستن، تقبیح کردن، مخالفت کردن (با چیزی یا کسی)

  • Die Regierung mißbilligt dieses Vorgehen.دولت این رویکرد را ناپسند می‌داند.
  • Er mißbilligte die Art und Weise, wie sie mit der Situation umging.او از نحوه برخورد آنها با وضعیت ناراضی بود.