mißbilligen
(املای قدیمی) ناپسند دانستن، رد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را ناپسند دانستن، تقبیح کردن، مخالفت کردن (با چیزی یا کسی)
- Die Regierung mißbilligt dieses Vorgehen.دولت این رویکرد را ناپسند میداند.
- Er mißbilligte die Art und Weise, wie sie mit der Situation umging.او از نحوه برخورد آنها با وضعیت ناراضی بود.