mißbrauchen
سوءاستفاده کردن، بد استفاده کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
از چیزی یا کسی به شکلی نادرست، غیرقانونی یا غیراخلاقی استفاده کردن؛ سوءاستفاده کردن.
- Er hat seine Macht missbraucht, um persönliche Vorteile zu erzielen.او از قدرتش سوءاستفاده کرد تا منافع شخصی به دست آورد.
- Man sollte das Vertrauen anderer nicht missbrauchen.نباید از اعتماد دیگران سوءاستفاده کرد.