mißhandelten

Aussprache: /mɪsˈhandl̩tn̩/
Worttrennung: miß·han·del·ten
Wort

بدرفتاری کردند، مورد آزار قرار دادند

Bedeutungen

1 Akkusativ

وارد کردن صدمات جسمی یا روحی شدید به فردی، به ویژه در زمینه‌های حقوقی یا پزشکی

  • Die Beweise zeigten eindeutig, dass das Kind misshandelt worden war.شواهد به وضوح نشان می‌داد که کودک مورد بدرفتاری قرار گرفته بود.
  • Er wurde wegen wiederholter Misshandlung seiner Frau angeklagt.او به دلیل بدرفتاری مکرر با همسرش متهم شد.
2 Akkusativ

رفتار خشونت‌آمیز و غیرانسانی با حیوانات، به ویژه در قوانین مربوط به حمایت از حیوانات

  • Das Tierheim meldete den Vorfall, da die Katze offensichtlich misshandelt wurde.پناهگاه حیوانات این حادثه را گزارش داد، زیرا مشخص بود که به گربه ظلم شده است.
  • Gesetzliche Bestimmungen verbieten es, Tiere zu misshandeln.مقررات قانونی، بدرفتاری با حیوانات را منع می‌کنند.