mißlangen
ناموفق بودند، شکست خوردند
Bedeutungen
1
Dativ (für + Akkusativ)
عدم دستیابی به نتیجه مطلوب یا مورد انتظار در یک تلاش یا اقدام، به ویژه در زمینههای رسمی یا آکادمیک
- Trotz aller Bemühungen misslang der Versuch, das historische Gebäude zu retten.علیرغم تمام تلاشها، تلاش برای نجات ساختمان تاریخی ناموفق بود.
- Der diplomatische Versuch, den Konflikt zu lösen, misslang.تلاش دیپلماتیک برای حل مناقشه به نتیجه نرسید.
2
Dativ (für + Akkusativ)
شکست خوردن یک برنامه، پروژه یا طرح، به طوری که اهداف تعیین شده محقق نشوند
- Das ehrgeizige Projekt misslang aufgrund mangelnder Finanzierung.پروژه بلندپروازانه به دلیل کمبود بودجه شکست خورد.
- Ihr Plan, die Konkurrenz zu überholen, misslang ihr leider.متأسفانه نقشه او برای پیشی گرفتن از رقبا به نتیجه نرسید.