mißleiten
گمراه کردن، به بیراهه کشاندن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به اشتباه انداختن، گمراه کردن، مسیر اشتباهی را نشان دادن
- Der Politiker hat die Öffentlichkeit mit falschen Informationen mißleitet.سیاستمدار با اطلاعات غلط افکار عمومی را گمراه کرد.
- Er wurde von seinem Freund mißleitet und traf eine falsche Entscheidung.او توسط دوستش گمراه شد و تصمیم اشتباهی گرفت.