mißtrauen
بیاعتماد بودن، سوءظن داشتن
Bedeutungen
1
Dativ
به کسی یا چیزی اعتماد نداشتن، شک و تردید داشتن.
- Sie mißtraut allen Fremden.او به همه غریبهها بیاعتماد است.
- Man sollte nicht jedem Gerücht mißtrauen.نباید به هر شایعهای شک کرد.