mißverstünden

Aussprache: /mɪsfɛɐ̯ˈʃtʏndn̩/
Worttrennung: miß·ver·stün·den
Wort

سوء تفاهم می‌شدیم/می‌شدند

Bedeutungen

1 Akkusativ

درک نادرست یا تفسیر اشتباه از یک موضوع یا موقعیت توسط گروهی از افراد در گذشته (املای قدیمی).

  • Die Historiker mißverstünden lange Zeit die wahren Motive hinter der politischen Entscheidung.مورخان مدت طولانی انگیزه‌های واقعی پشت تصمیم سیاسی را اشتباه می‌فهمیدند.
  • Die Zuhörer mißverstünden die subtilen Andeutungen des Redners, was zu einer falschen Interpretation seiner Rede führte.شنوندگان کنایه‌های ظریف سخنران را کج می‌فهمیدند، که منجر به تفسیری نادرست از سخنرانی او شد.