miefen

Aussprache: /ˈmiːfn̩/
Wortzerlegung: mie·fen
فعل

بوی بد دادن، گندیدن

Beispiele

  • Hier ''mieft'' es ganz schön. Mach mal ein Fenster auf!اینجا خیلی بوی بد می‌دهد. یک پنجره را باز کن!
  • Die Bettwäsche ''mieft'', als ob du sie ein Jahr lang nicht gewechselt hättest.ملحفه‌ها بوی گند می‌دهند، انگار یک سال است که آن‌ها را عوض نکرده‌ای.

Bedeutungen

1 intransitiv

بوی ناخوشایند، اغلب کهنه یا گرفته‌ای را منتشر کردن.

  • Der alte Keller mieft nach Feuchtigkeit und Schimmel.زیرزمین قدیمی بوی رطوبت و کپک می‌دهد.
  • Nach der Party miefte die ganze Wohnung nach Rauch.بعد از مهمانی، تمام آپارتمان بوی دود می‌داد.