صفت
افتضاح، مزخرف، خیلی بد، نکبتی
جملات نمونه برای mies:
Es sieht damit ''mies'' aus.
اوضاع با این حساب خیلی خراب به نظر میرسد.
Das ist der ''mieseste'' Laden, den ich seit langem gesehen habe.
این مزخرفترین مغازهای است که مدتهاست دیدهام.
Das ist eine ''miese'' Sache.
این یک ماجرای افتضاح است.