mikroskopisch

Aussprache: /miˌkʁoˈskoːpɪʃ/
Worttrennung: mi·kro·sko·pisch
صفت

میکروسکوپی، بسیار ریز، ناچیز

Bedeutungen

1

بسیار کوچک که فقط با میکروسکوپ قابل مشاهده است؛ میکروسکوپی.

  • Bakterien sind mikroskopisch klein und mit bloßem Auge nicht sichtbar.باکتری‌ها میکروسکوپی هستند و با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شوند.
  • Die Forscher analysierten mikroskopische Strukturen unter dem Elektronenmikroskop.محققان ساختارهای میکروسکوپی را زیر میکروسکوپ الکترونی تجزیه و تحلیل کردند.
  • Einige Viren sind sogar noch kleiner als mikroskopische Organismen.برخی ویروس‌ها حتی از موجودات میکروسکوپی نیز کوچکتر هستند.
2

بسیار ناچیز، کم یا جزئی؛ به قدری کوچک که تقریباً قابل توجه نیست.

  • Der Preisunterschied war mikroskopisch, kaum der Rede wert.اختلاف قیمت بسیار ناچیز بود، تقریباً ارزش صحبت کردن نداشت.
  • Es gab nur eine mikroskopische Verbesserung der Situation.تنها بهبود بسیار ناچیزی در وضعیت وجود داشت.
  • Die Chance, den Jackpot zu gewinnen, ist mikroskopisch gering.شانس بردن جک‌پات بسیار ناچیز است.