فعل
آرد کردن، پودر کردن (به صورت قدیمی)
معانی و تعاریف milben:
- مورد هجوم و آلودگی موجودات ریز (مایتها) قرار گرفتن، به ویژه در مورد پارچه، فرش یا پوست.
جملات نمونه برای milben:
Jede Kuffe Salz wurde unterschiedlich ''gemilbet''.
هر کیلو نمک به طور متفاوتی آرد شده بود.
Die alten Teppiche waren von Staubmilben befallen und mussten professionell gereinigt werden.
فرشهای قدیمی به مایت گرد و غبار آلوده شده بودند و نیاز به تمیزکاری حرفهای داشتند.
Nach dem Umzug stellte sie fest, dass ihre Kleidung von Kleidermotten gemilbt worden war.
پس از اسبابکشی متوجه شد که لباسهایش مورد حمله بید لباس قرار گرفته بود.