mildtätig

Aussprache: /ˈmɪltˌtɛːtɪç/
Worttrennung: mild·tä·tig
صفت

خیریه، نیکوکارانه، صدقه‌آمیز

Bedeutungen

1

مرتبط با کمک به نیازمندان و فقرا؛ انجام اعمال خیرخواهانه و نیکوکارانه.

  • Sie engagiert sich seit vielen Jahren in der mildtätigen Arbeit.او سال‌هاست که در کارهای خیریه مشارکت دارد.
  • Die Organisation sammelt Spenden für mildtätige Zwecke.این سازمان برای اهداف نیکوکارانه کمک جمع‌آوری می‌کند.
  • Er hat ein mildtätiges Herz und hilft immer gerne.او قلبی نیکوکار دارد و همیشه با خوشحالی کمک می‌کند.