mildtätig
خیریه، نیکوکارانه، صدقهآمیز
Bedeutungen
1
مرتبط با کمک به نیازمندان و فقرا؛ انجام اعمال خیرخواهانه و نیکوکارانه.
- Sie engagiert sich seit vielen Jahren in der mildtätigen Arbeit.او سالهاست که در کارهای خیریه مشارکت دارد.
- Die Organisation sammelt Spenden für mildtätige Zwecke.این سازمان برای اهداف نیکوکارانه کمک جمعآوری میکند.
- Er hat ein mildtätiges Herz und hilft immer gerne.او قلبی نیکوکار دارد و همیشه با خوشحالی کمک میکند.