millionenschwer
میلیونها ارزش داشتن، میلیونها هزینه داشتن، میلیونها (واحد پول)
Beispiele
- Parteigünstlinge erhalten ''millionenschwere'' Staatsaufträge — und führen sie häufig nicht aus.طرفداران حزب، قراردادهای دولتی میلیونها یورویی دریافت میکنند — و اغلب آنها را انجام نمیدهند.