فعل
نقش بازی کردن، وانمود کردن، تظاهر کردن
معانی و تعاریف mimen:
- نقش بازی کردن، وانمود کردن (به چیزی)
جملات نمونه برای mimen:
Horst Müller ''mimte'' die Rolle des König Lear hervorragend.
هورست مولر نقش شاه لیر را به عالیترین شکل بازی کرد.
„Er ''mimte'' Ergriffenheit, und so eine Art von karger Trauer mischte er sich zurecht, wobei er seine Hände langsam zusammenführte und auf der Höhe seines Geschlechts ineinanderlegte.“
«او تظاهر به اندوه کرد و نوعی غمِ خشک و خالی را برای خودش دست و پا کرد، در حالی که دستهایش را به آرامی به هم نزدیک کرد و در ارتفاع ناحیهی تناسلی در هم گذاشت.»
Er mimte den Empörten.
او نقش فرد خشمگین را بازی کرد.