صفت
کمتر، پایینتر، کمارزشتر
جملات نمونه برای minder:
Es gibt wohl keine ''minderen'' Schrauben als diese hier.
فکر نمیکنم پیچهای کمارزشتری از اینها وجود داشته باشد.
Dieses Geschirr ist von ''minderer'' Qualität, das erkennt man an den Rissen in der Glasur.
این ظروف از کیفیت پایینتری برخوردارند، این را از ترکهای روی لعاب میتوان تشخیص داد.
Es handel sich um einen ''minder'' schweren Fall von Körperverletzung.
این یک مورد کمشدتتر از ضرب و جرح است.