minieren
ایجاد تونل زیرزمینی، تضعیف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مینگذاری کردن، مین کاشتن (در زمینه نظامی)
- Die Soldaten minierten das Gebiet, um den Feind aufzuhalten.سربازان منطقه را مینگذاری کردند تا دشمن را متوقف کنند.
- Man befürchtete, dass der Hafen miniert war.ترس این بود که بندر مینگذاری شده باشد.
2
Akkusativ
تضعیف کردن، از بین بردن (به صورت پنهانی)، زیر سوال بردن (معنای مجازی)
- Seine ständigen Beschwerden minierten das Vertrauen in die Führung.شکایات مداوم او اعتماد به رهبری را تضعیف کرد.
- Die Gerüchte minierten ihren Ruf und ihre Glaubwürdigkeit.شایعات اعتبار و قابلیت اطمینان او را زیر سوال برد.