ministrabel

Aussprache: /minɪsˈtʁaːbl̩/
Worttrennung: mi·nis·tra·bel
صفت

شایسته وزارت، دارای صلاحیت وزیر شدن

Bedeutungen

1

دارای صفات، صلاحیت‌ها و تجربه لازم برای تصدی مقام وزارت یا پست‌های عالی دولتی.

  • Der Premierminister suchte nach einer Person, die sowohl kompetent als auch ministrabel war.نخست وزیر به دنبال فردی بود که هم شایسته و هم دارای صلاحیت وزارت باشد.
  • Obwohl jung, galt er als durchaus ministrabel für das Amt des Wirtschaftsministers.اگرچه جوان بود، اما او را برای سمت وزیر اقتصاد کاملاً شایسته وزارت می‌دانستند.
  • Die Debatte drehte sich darum, wer von den Kandidaten am ministrabelsten erschien.بحث بر سر این بود که کدام یک از نامزدها شایسته‌تر برای وزارت به نظر می‌رسد.