minutiös

Aussprache: /minuˈt͡si̯øːs/
Worttrennung: mi·nu·ti·ös
صفت

بسیار دقیق، موشکافانه، جزء به جزء

Bedeutungen

1

با دقت بسیار زیاد به جزئیات، موشکافانه و کامل.

  • Die Wissenschaftlerin hat die Daten minutiös analysiert.دانشمند زن داده‌ها را موشکافانه تحلیل کرد.
  • Er plant seine Reisen immer minutiös.او همیشه سفرهایش را با دقت فراوان برنامه‌ریزی می‌کند.
  • Die Restaurierung des Gemäldes erfolgte minutiös.بازسازی نقاشی با دقت فراوان انجام شد.