missachten

Aussprache: /mɪsˈʔaxtn̩/
Worttrennung: miss·ach·ten
فعل

نادیده گرفتن، سرپیچی کردن، بی‌توجهی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas missachten)

نادیده گرفتن، بی‌توجهی کردن، رعایت نکردن یا سرپیچی کردن از قوانین، دستورات، هشدارها یا حقوق دیگران.

  • Er missachtet die Verkehrsregeln und fährt zu schnell.او قوانین راهنمایی و رانندگی را نادیده می‌گیرد و خیلی سریع رانندگی می‌کند.
  • Die Regierung missachtet die Bedürfnisse ihrer Bürger.دولت به نیازهای شهروندانش بی‌توجهی می‌کند.