missbrauchen

Aussprache: /mɪsˈbʁaʊ̯xn̩/
Wortzerlegung: miss·brau·chen
فعل

سوءاستفاده کردن، مورد آزار قرار دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (für + Akkusativ / zu + Dativ)

از موقعیت، قدرت، قانون یا اعتمادی به صورت نادرست و غیرقانونی سوءاستفاده کردن

  • Der Politiker hat das Vertrauen seiner Wähler schamlos missbraucht.آن سیاستمدار بی‌شرمانه از اعتماد رای‌دهندگانش سوءاستفاده کرد.
  • Man darf das Amt nicht für persönliche Zwecke missbrauchen.نباید از مقام و موقعیت برای اهداف شخصی سوءاستفاده کرد.
2 Akkusativ

کسی (به‌ویژه کودکان یا افراد آسیب‌پذیر) را مورد آزار جنسی یا جسمی قرار دادن

  • Der Täter hat das machtlose Opfer schwer missbraucht.فرد متجاوز قربانی بی‌دفاع را به شدت مورد آزار قرار داد.
  • Schutzlose Kinder wurden in der Einrichtung jahrelang missbraucht.کودکان بی‌پناه سال‌ها در آن مرکز مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفتند.