missdeuten

Aussprache: /ˈmɪsˌdɔɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: miss·deu·ten
فعل

اشتباه تفسیر کردن، بد برداشت کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به اشتباه فهمیدن یا تعبیر کردن، به گونه‌ای که معنای واقعی آن تحریف شود.

  • Er hat meine Worte völlig missdeutet.او حرف‌های مرا کاملاً اشتباه فهمید.
  • Man sollte seine Absichten nicht missdeuten.نباید نیت‌های او را بد تعبیر کرد.