missdeuten
اشتباه تفسیر کردن، بد برداشت کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به اشتباه فهمیدن یا تعبیر کردن، به گونهای که معنای واقعی آن تحریف شود.
- Er hat meine Worte völlig missdeutet.او حرفهای مرا کاملاً اشتباه فهمید.
- Man sollte seine Absichten nicht missdeuten.نباید نیتهای او را بد تعبیر کرد.