missfällig
ناپسند، ناخوشایند، نامطلوب
Bedeutungen
1
مورد پسند واقع نشده؛ ناخوشایند، نامطلوب یا ناپسند.
- Seine ständige Kritik war dem Chef sehr missfällig.انتقاد مداوم او برای رئیس بسیار ناپسند بود.
- Das Ergebnis der Abstimmung war für die Minderheit missfällig.نتیجه رأیگیری برای اقلیت ناخوشایند بود.
- Solche lauten Geräusche sind in der Bibliothek missfällig.چنین صداهای بلندی در کتابخانه نامطلوب است.