missgönnen

Aussprache: /mɪsˈɡœnən/
Worttrennung: miss·gön·nen
فعل

حسادت کردن، چشم دیدن نداشتن

Bedeutungen

1 Dativ (wem) + Akkusativ (was)

حسادت ورزیدن به کسی؛ چشم دیدن موفقیت، خوشبختی یا خوبی کسی را نداشتن و نخواستن که به او خوبی برسد.

  • Ich gönne ihm seinen Erfolg von Herzen.من از صمیم قلب برای موفقیتش خوشحالم (حسادت نمی‌کنم).
  • Sie missgönnte ihrer Kollegin die Beförderung.او به همکارش برای ترفیع مقام حسادت می‌ورزید.