missgönnen
حسادت کردن، چشم دیدن نداشتن
Bedeutungen
1
Dativ (wem) + Akkusativ (was)
حسادت ورزیدن به کسی؛ چشم دیدن موفقیت، خوشبختی یا خوبی کسی را نداشتن و نخواستن که به او خوبی برسد.
- Ich gönne ihm seinen Erfolg von Herzen.من از صمیم قلب برای موفقیتش خوشحالم (حسادت نمیکنم).
- Sie missgönnte ihrer Kollegin die Beförderung.او به همکارش برای ترفیع مقام حسادت میورزید.