missglückt
ناموفق، شکستخورده، نافرجام
Beispiele
- Das von dem US-Amerikaner Samuel Pierpont Langley entwickelte Motorflugzeug "Aerodrome" stürzt nach einem ''missglückten'' Katapultstart von einem Hausboot in den Potomac-Fluss bei Washington.هواپیمای موتوری «آئرودروم» که توسط ساموئل پیرپونت لنگلی آمریکایی توسعه یافته بود، پس از یک پرتاب کاتاپولت ناموفق از یک قایق خانه در رودخانه پوتوماک در نزدیکی واشنگتن سقوط میکند.