misshandeln

Aussprache: /mɪsˈhandl̩n/
Wortzerlegung: miss·han·deln
فعل

بدرفتاری کردن / آزار و اذیت کردن

Beispiele

  • Jeder kann in Ägypten ohne Grund verhaftet, ''misshandelt'' und beliebig lange hinter Gitter kommen.هر کسی در مصر می‌تواند بدون دلیل دستگیر، «مورد بدرفتاری قرار گیرد» و برای مدت نامحدودی زندانی شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با کسی بدرفتاری کردن، آزار جسمی یا روحی رساندن

  • Man darf Tiere nicht misshandeln.نباید با حیوانات بدرفتاری کرد.
  • Das Kind wurde von seinen Eltern misshandelt.کودک توسط والدینش مورد آزار قرار گرفته بود.
2 Akkusativ

با چیزی بدرفتاری کردن، به چیزی آسیب رساندن (مثلاً یک ابزار، یک کتاب)

  • Er misshandelt seine Werkzeuge, indem er sie nicht pflegt.او با ابزارهایش بدرفتاری می‌کند، زیرا از آنها مراقبت نمی‌کند.
  • Das Buch wurde durch unsachgemäße Behandlung misshandelt.کتاب به دلیل استفاده نادرست آسیب دیده بود.