misshandeln
بدرفتاری کردن / آزار و اذیت کردن
Beispiele
- Jeder kann in Ägypten ohne Grund verhaftet, ''misshandelt'' und beliebig lange hinter Gitter kommen.هر کسی در مصر میتواند بدون دلیل دستگیر، «مورد بدرفتاری قرار گیرد» و برای مدت نامحدودی زندانی شود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با کسی بدرفتاری کردن، آزار جسمی یا روحی رساندن
- Man darf Tiere nicht misshandeln.نباید با حیوانات بدرفتاری کرد.
- Das Kind wurde von seinen Eltern misshandelt.کودک توسط والدینش مورد آزار قرار گرفته بود.
2
Akkusativ
با چیزی بدرفتاری کردن، به چیزی آسیب رساندن (مثلاً یک ابزار، یک کتاب)
- Er misshandelt seine Werkzeuge, indem er sie nicht pflegt.او با ابزارهایش بدرفتاری میکند، زیرا از آنها مراقبت نمیکند.
- Das Buch wurde durch unsachgemäße Behandlung misshandelt.کتاب به دلیل استفاده نادرست آسیب دیده بود.