misstrauten
بیاعتمادی کردند
Bedeutungen
1
Dativ (wem oder was misstrauen)
داشتن احساس عدم اطمینان یا شک نسبت به صداقت، قابلیت اطمینان یا نیتهای یک فرد یا یک موقعیت؛ عدم اعتماد.
- Sie misstraute dem neuen Geschäftspartner von Anfang an.او از همان ابتدا به شریک تجاری جدید بیاعتماد بود.
- Die Bevölkerung misstraute den offiziellen Verlautbarungen der Regierung.مردم به بیانیههای رسمی دولت بیاعتماد بودند.