missvergnügt

Aussprache: /mɪsfɛɐ̯ˈɡnyːkt/
Worttrennung: miss·ver·gnügt
صفت

ناراضی، ناخشنود، دلخور

Bedeutungen

1

به معنای ناراضی، ناخشنود، دلخور یا ناراحت بودن از چیزی یا کسی است. این حالت معمولاً ناشی از عدم رضایت یا ناامیدی است.

  • Er blickte missvergnügt auf die Rechnung.او با نارضایتی به صورتحساب نگاه کرد.
  • Sie war missvergnügt, weil ihr Zug Verspätung hatte.او ناراضی بود چون قطارش تاخیر داشت.
  • Die Kinder sahen missvergnügt aus, als sie das schlechte Wetter sahen.بچه‌ها وقتی هوای بد را دیدند، دلخور به نظر می‌رسیدند.