missvergnügt
ناراضی، ناخشنود، دلخور
Bedeutungen
1
به معنای ناراضی، ناخشنود، دلخور یا ناراحت بودن از چیزی یا کسی است. این حالت معمولاً ناشی از عدم رضایت یا ناامیدی است.
- Er blickte missvergnügt auf die Rechnung.او با نارضایتی به صورتحساب نگاه کرد.
- Sie war missvergnügt, weil ihr Zug Verspätung hatte.او ناراضی بود چون قطارش تاخیر داشت.
- Die Kinder sahen missvergnügt aus, als sie das schlechte Wetter sahen.بچهها وقتی هوای بد را دیدند، دلخور به نظر میرسیدند.