missverständlich

Aussprache: /mɪsˌfɛɐ̯ˈʃtɛntlɪç/
Worttrennung: miss·ver·ständ·lich
صفت

قابل سوء تفاهم، مبهم، گنگ

Bedeutungen

1

چیزی که به راحتی می‌تواند اشتباه فهمیده شود یا منجر به سوء تفاهم گردد.

  • Seine Antwort war sehr missverständlich und führte zu Verwirrung.پاسخ او بسیار قابل سوء تفاهم بود و منجر به سردرگمی شد.
  • Die Anweisungen des Lehrers waren leider missverständlich formuliert.متأسفانه دستورالعمل‌های معلم به شکلی مبهم بیان شده بود.
  • Ich verstehe nicht, was Sie meinen, Ihre Aussage ist missverständlich.من متوجه منظور شما نمی‌شوم، گفته شما گنگ است.