missverständlich
قابل سوء تفاهم، مبهم، گنگ
Bedeutungen
1
چیزی که به راحتی میتواند اشتباه فهمیده شود یا منجر به سوء تفاهم گردد.
- Seine Antwort war sehr missverständlich und führte zu Verwirrung.پاسخ او بسیار قابل سوء تفاهم بود و منجر به سردرگمی شد.
- Die Anweisungen des Lehrers waren leider missverständlich formuliert.متأسفانه دستورالعملهای معلم به شکلی مبهم بیان شده بود.
- Ich verstehe nicht, was Sie meinen, Ihre Aussage ist missverständlich.من متوجه منظور شما نمیشوم، گفته شما گنگ است.