mit Ach und Krach
با هزار زحمت، به سختی، به زور
Bedeutungen
1
انجام دادن کاری با زحمت فراوان، مشقت زیاد و به دشواری؛ به سختی و با تقلا.
- Er hat die Prüfung mit Ach und Krach bestanden.او به سختی امتحان را قبول شد.
- Wir haben das Auto mit Ach und Krach zum Laufen gebracht.ما با هزار زحمت ماشین را راه انداختیم.
- Sie erreichte das Ziel mit Ach und Krach, aber sie erreichte es.او به سختی به خط پایان رسید، اما رسید.