mit Hängen und Würgen
با هزار زحمت، به سختی، با مشقت فراوان
Bedeutungen
1
انجام کاری با دشواری بسیار زیاد، با زحمت فراوان و به سختی؛ اغلب به این معنی که نتیجه به سختی به دست آمده است.
- Er hat die Prüfung mit Hängen und Würgen bestanden.او به سختی توانست در امتحان قبول شود.
- Wir haben das Projekt gerade noch rechtzeitig mit Hängen und Würgen fertiggestellt.ما پروژه را درست به موقع و با هزار زحمت به پایان رساندیم.
- Sie hat die Aufgabe mit Hängen und Würgen erledigt, aber sie hat ihr Bestes gegeben.او کار را با مشقت فراوان انجام داد، اما تمام تلاشش را کرد.