mit dem Kopf durch die Wand wollen
با سر به دیوار کوبیدن، اصرار بیمورد داشتن، بدون توجه به دیگران پیش رفتن
Bedeutungen
1
اصرار بیمورد و سرسختانه بر انجام کاری بدون توجه به موانع، عواقب یا نظرات دیگران؛ تلاش بیثمر و لجوجانه.
- Er will mit dem Kopf durch die Wand, obwohl alle ihm sagen, dass es nicht funktionieren wird.او با سر به دیوار میکوبد، هرچند همه به او میگویند که این کار جواب نمیدهد.
- Man kann nicht immer mit dem Kopf durch die Wand wollen; manchmal muss man Kompromisse eingehen.نمیتوان همیشه با سر به دیوار کوبید؛ گاهی اوقات باید مصالحه کرد.
- Sie wollte mit dem Kopf durch die Wand und hat dabei ihre Beziehung riskiert.او اصرار بیمورد داشت و در این راه رابطهاش را به خطر انداخت.