mit dem Ofenrohr ins Gebirge schauen
دست خالی ماندن، چیزی نصیبش نشدن، متضرر شدن
Bedeutungen
1
به معنای دست خالی ماندن، چیزی به دست نیاوردن، یا متضرر شدن در یک معامله یا تلاش است. این اصطلاح زمانی به کار میرود که فرد انتظار نتیجهای مثبت داشته اما در نهایت چیزی عایدش نشده یا حتی متحمل ضرر شده است.
- Er wollte mit dem Ofenrohr ins Gebirge schauen und hat viel Geld verloren.او میخواست با دست خالی به کوهستان برود (یعنی انتظار سود داشت) و پول زیادی از دست داد.
- Nachdem die Firma pleiteging, musste er mit dem Ofenrohr ins Gebirge schauen.پس از ورشکستگی شرکت، او مجبور شد دست خالی بماند (چیزی نصیبش نشد).
- Wir haben versucht, das Geschäft zu retten, aber am Ende mussten wir mit dem Ofenrohr ins Gebirge schauen.ما تلاش کردیم کسبوکار را نجات دهیم، اما در نهایت مجبور شدیم دست خالی بمانیم.