mit dem Rücken zur Wand stehen
کارد به استخوان رسیدن، در بنبست بودن، در موقعیت بسیار خطرناک بودن
Bedeutungen
1
در موقعیتی بسیار دشوار، بحرانی یا خطرناک قرار گرفتن که گزینههای کمی برای نجات یا فرار وجود دارد؛ در بنبست کامل بودن.
- Nachdem die Firma die Hälfte ihrer Kunden verloren hatte, standen sie mit dem Rücken zur Wand.پس از اینکه شرکت نیمی از مشتریان خود را از دست داد، در موقعیت بسیار خطرناکی قرار گرفتند.
- Er hat so viele Schulden gemacht, dass er jetzt mit dem Rücken zur Wand steht.او آنقدر بدهی بالا آورده که اکنون در بنبست قرار گرفته است.
- Die Mannschaft stand im letzten Spiel mit dem Rücken zur Wand, sie mussten unbedingt gewinnen.تیم در بازی آخر در موقعیت بسیار خطرناکی قرار داشت، آنها به ناچار باید میبردند.